we seldom think of
what we have
but always think of
what we miss
we seldom think of
what we have
but always think of
what we miss
با قلم
با قلم می گویم :
- ای همزاد،ای همراه،
ای هم سرنوشت!
هر دو مان حیران بازی های دوران های زشت،
شعرهایم را نوشتی
دست خوش!
اشک هایم را کجا خواهی نوشت؟
(فریدون مشیری)
گلتاج
چهره ات در برگها نهان بود.
برگها را یکان یکان چیدم تا به کنارت بیایم.
آخرین برگ را که چیدم رفته بودی
آنگاه
از برگهای چیده شده گلتاجی بافتم
کسی را نداشتم تا به او بدهم آن را.
به تارک خود آویختمش.
ذوق حضور
ای به ازل بوده و نابوده ما وی به ابد زنده وفرسوده ما
حلقه زن خانه به دوش توایم چون در تو حلقه به گوش توایم
بی طمعیم از همه سازنده ای جز تو نداریم نوازنده ای
از پی توست این همه امیدوبیم هم تو ببخشای وببخش ای کریم
چاره ی ما ساز که بی یاوریم گر تو برانی به که روی آوریم؟
این چه زبان وین چه زبان دانی است؟ گفته وناگفته پشیمانی است
دل ز کجا وین پروبال ازکجا؟ من که وتعظیم جلال ازکجا؟
در صفتت گنگ فرو مانده ایم من عرف الله فرو خوانده ایم
چون خجلیم از سخن خام خویش هم تو بیامرز به انعام خویش...
(نظامی گنجوی)